بسترم را از شبدر و رواندازم را از ستاره ها میسازم... دیروز خواب دیدم که سر سفر داری... گیتارها در برهوت شب میگریند... آنها به قلب های دردمند میمانند... صدایی خدا را فریاد میزند.... لوبیا بکار . . بذار جونه بزن . . یه مانع سر راهش بذار . . بذار ببین چطور به خودش انعطاف میده تا مانع رو پشت سر بذاره . . به این میگن تلاش . . .وقتی مانع رو پشت سر گذاشت تازه برگاش رو باز میکنه . . . به این میگن امید . . . امید به زندگیه که باعث تلاش میشه . . به این اعتقاد داشته باش که هر اتفاقی میوفته به نفع ماست . . چون خواست خدا بوده . . و اون فکر همه چی رو کرده . . . تصمیمات کوچیک رو با عقلت و تصمیمات بزرگ رو با قلبت بگیر ببین دنیا چقدر زیبا میشه. . . ما زنده به آنیم که آرام نگیریم//موجیم که آسودگی ما عدم ماست
![]()
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…
کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…
زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و
چون همیشه امیدوار وسال نومبارک…
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









































